برچسب:
نویسنده: سارا هاشمی
به خرمن ظالمان ز قهر آتش بزن
خواهم آمد سر هر ديواري، ميخكي خواهم كاشت.
پاي هر پنجره اي شعري خواهم خواند
هر كلاغي را، كاجي خواهم داد.
مار را خواهم گفت: چه شكوهي دارد غوك!
آشتي خواهم داد
آشنا خواهم كرد.
راه خواهم رفت
نور خواهم خورد.
دوست خواهم داشت. سهراب سپهري
برچسب:
نویسنده: سارا هاشمی
برچسب: می توانید,میتوان هر لحظه هرجا,میتواند دور دنیا بچرخد,
نویسنده: سارا هاشمی
تا بهاری دیگر
تا بهاری دیگر در راه است باید کینه ها را به سپیدار فراموشی پاییز سپرد
و همانند زمستان باید دل خود را به سپیدی ببری
که در آن فصل به دنبال شقایق باشی
برچسب:
نویسنده: سارا هاشمی
برچسب: طوفان که فرو نشست,
نویسنده: سارا هاشمی
با هم مهربان باشیم
وجدانهاي خفته
اشك هاي سرازير
دستهاي ناتوان دلهاي غمين هيچ كدام را دوست ندارم تنها چیزی که میدانم زندگیست باید زندگی کرد با عشق با امید با صفا با صمیمیت ساز مهربانی را در کوچه ها بزنید
برچسب: با هم مهربان باشیم,با هم مهربان باشیم مترو,با هم مهربان باشيم,
نویسنده: سارا هاشمی

خورشید نذری
ای که از سردی شب خواب به چشمان تو نیست
من شنیدم جایی همین نزدیکی خورشید نذری می دهند
تا ظلام شب تار از نفس های بهار و چراغ سینه عاشقها روشن و لبریز شود
برچسب:
نویسنده: سارا هاشمی

شدم گمراه و سرگردان،میان این همه ادیان
,میان این تعصب ها
رها کردیم خالق راگرفتاران ادیانیم!تعصب چیست در مذهب؟!!مگر نه این که انسانیم؟
اگر روح خدا در ماست...خدا گر مفرد و تنهاست ....ستیز پس برای چیست؟برای خود پرستی هاست...
هراسم ، جنگ بینِ شعله و کبریت و هیزم نیست من از سوزاندنِ اندیشه در آتیش می ترسم
سیمین بهبهانی
برچسب: شدم گمراه و سرگردان میان این همه ادیان,شدم گمراه و سرگردان ميان اين همه اديان,شعر شدم گمراه و سرگردان میان این همه ادیان,
نویسنده: سارا هاشمی
رويای پروانه
آينده کتابی نا نوشته و گذشته در گذشته
بادبان حال را بايد افراشت
با آواز پرنده بيدار شو در نور خورشيد حمام گير
قدم بگذار در رويای پروانه ای که درروی گل باغچه نشسته
گرم شو در حرارت دست مادری که فرزندش را به مدرسه ميبرد
لبريز شو از دوست بر نوازشی بر دلواپسی
باز کن قفلی نا آزموده
برچسب: رویای پروانه,رویای پروانه ها,رویای پروانه شدن,
نویسنده: سارا هاشمی
قاصدک
گفتم از دل، خبر، چه آوردی؟
از خبرهای تر، چه آوردی؟گفت:
آواز عاشقان، امروز -
آبیِ عشق را معطر کرد .
هر کجا ارغوانِ تازه شکفت
از برايم به غير عشق، نگفت.
شبنمِ باغ بیقراریِ ما -
آرزوی سپيده، در بر کرد.
باز باران، ترانهخوان شده است
با غزلهای شادمانهی سبز -
معنیِ مهربانِ جان شده است.
برچسب: قاصدک,قاصدک شجریان,قاصدک اخوان ثالث,
نویسنده: سارا هاشمی